.
وقتی که برف سرخ ببارد از آسمان ... بخت سیاه اهل هنر سبز می شود
پ . ن : اگر این ماهیان رنگی نبودند در این تنگ به این تنگی نبودند . کجا بود خوانده بودم تنها صداست که می ماند ... ؟ دیروز یک اتفاق جالب برای من افتاد که دوباره به صرافت این جمله معروف افتادم ... دیروز از لابلای بی نهایت گنجه قدیمی ته انباری ...از لابلای عکس های قدیمی و صحفه های شکسته گرامافون ؛ نواری رو پیدا کردم که حالم را اساسی عوض کرد . حالا ک کم او ون چشمه قناتا تو باغا نیم خونن " ناصر نباتا " اوهوی ابرا بشندادون چیطو شد؟ آخه دلدون میاد لیت شن ولاتا ... ۱ ناصر یوسفیان اگر اشتباه نکنم متولد سالهای ۱۳۲۰ متولد بروجن یکی از هنرمندانی است که در آن سالها قفس نشین محدودیت ها و محرومیت های جامعه ما شد . صدای مخملینش صوت داوودی بود و چهچهه ی تحریرهایش آوای هزار دستان . بی شک آن سال ها نبود کسی که نامش را نشنیده باشد یا با طنین آوازش در مستی و هشیاری حالی نبرده باشد . ناصریوسفیان " یا همان به لفظ قدیمی ترها ناصر نبات " اگر چه در رزم اجل دیر زمانی تاب نیاورد ولی زمزمه مخملینش بی شک در حافظه تاریخ خواهد ماند . در پایان این پست لینک صدای این هنرمند را برای دوستان خواهم گذاشت که امیدوارم از این تحفه نایاب لذت ببرید . البته به خاطر فقدان وسایل صوتی و تجهیزات ضبط در آن ایام کمی از کیفیت کار کاسته شده ولی هر چه هست برگردان اصل و بی کاستی نوار است بروی حافظه این فضای مجازی . لذت ببرید : از اینجا فایل صوتی را دانلود کنید ۱ : اکنون که چشمه ها و قنات ها خشکیده اند ...

دیگر طنین آواز امثال " ناصر نبات " در کوچه باغ ها به گوش نمی رسد .
ای ابرها بارش شما را چه شد ؟
آیا دلتان به حال خشک شدن ولایت ها نمی سوزد ؟
| Design By : Mihantheme |
